معرفی وبلاگ
محسن خسروجردی هستم خبرنگار و نویسنده مجلات فرهنگی، اجتماعی، علمی و سینمایی هدفم از ایجاد این وبلاگ قرار دادن یادداشت های شخصی ام درباره مسائل مختلف به خصوص مباحث سینمایی است.
دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 154620
تعداد نوشته ها : 29
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بطور خلاصه میتوان گفت که سینتی سایزر یک ابزار الکترونیکی است که قابلیت تولید صداهای مختلفی را بوسیله ی تولید و ترکیب سیگنال های الکترونیکی در فرکانس های مختلف دارد.
سینتی سایزر بر خلاف ساز های معمولی ابتدا یک سیگنال الکتریکی تولید میکند سپس به پردازش و ویرایش آن میپردازد و انتها با انتقال آن به بلندگو آن را به صوت تبدیل مینماید.
سینتی سایزر ها معمولا با کلاویه ای شبیه به کلاویه پیانو کنترل میشوند.
سینتی سایزر ها هم توانایی تقلید ساز های واقعی را دارا هستند وهم میتوانند صداهایی تولید کنند که پیش از این وجود نداشته.
اولین سینتی سایزر در سال 1876 توسط Elisha Gray ساخته شد.
رابرت موگ در سال 1968 سینتی سایزر انقلابی خود را خلق کرد. با استفاده ی Wendy Carlos در اثر موفقش با نام Switched-On bach این ابزار موسیقایی بیش از پیش در میان آهنگسازان مطرح شد.


در ابتدا سینتی سایزر ها monophonic یا تک صدایی بودند ولی به مرور بصورت polyphonic یا چند صدایی در آمدند.
در 1970 با پیشرفت الکترونیک ابعاد سینتی سایزر ها کوچکتر شد و برای اولین به صورت پرتابل تولید شدند که ابن امر خود باعث استفاده ی بیشتر این ساز در اجراهای زنده شد.
در اوایل دهه ی 80 کمپانی هایی مانند یاماها اقدام به تولید مدلهایی با قیمت های پایین تر کردند مدل هایی مانند DX7 , در همین زمان استاندارد midi بوجود آمد.
در دهه ی 90 ساخت سینتی سایزر ها به سمت مجازی شدن و اجرا بر روی کامپیوتر های شخصی پیش رفتند.



انواع روشهای سینتی سازها - Synthesis Methods :
  • 1 - افزایشی یا Additive:
این روش با افزودن تعداد خاصی از هماهنگ های فرکانس پایه به تولید صدای مورد نیاز میپردازد (طبق اصل فوریه).
یک نمونه ی آنالوگ از این روش Hammond organ میباشد. روش افزایشی قانون پایه Wavetable ها نیز میباشد.
  • 2 - کاهشی یا Subtractive:
روش کاهشی بر پایه فیلتر گذاری بر روی امواج غنی از نظر تعداد هامونیک ها کار میکند.بخاطر سادگی روش کاهشی این روش در اولین مدل های سینتی سایزر های موگ بکار رفته و هنوز هم پرکاربردترین میباشد.
  • 3 - FM یا Frequency Modulation:
در این روش فرکانس یک waveform دیگری را کنترل میکند. نمونه ی خوبی از این روش یاماها DX7 میباشد.
  • 4 - AM یا Amplitude Modulation:
این روش تا حدی مانند روش FM میباشد با این تفاوت که در اینجا بجای فرکانس , دامنه موج ,مورد نظر قرار میگیرد. (از این روش برای تولید صداهای زنگدار استفاده میشود Ring Modular )
  • 5 - Distortion:
از نمونه های روش فوق سینتیسایزر Casio CZ میباشد.
  • 6 - ذره ای یا Granular:
این روش بر پایه دستکاری قطعه های بسیار ریز امواج عمل میکند.
  • 7 - Physical modeling:
در این روش از فرمول ها و الگوریتم های خاصی بهره میگیرند تا صدای سازهای acoustic (و یا هر صدای طبیعی دیگر) را هرچه بهتر شبیه سازی کنند.
دسته ها : موسیقی
چهارشنبه سی یکم 4 1388

اُرگ[۱] از سازهای صفحه‌کلیددار که نت‌های آن به وسیله هوا تولید می‌شود. این ساز از قدیمی‌ترین سازها در فرهنگ اروپائی است و در اجرای موسیقی مذهبی و کلیسائی از دیرباز بکار می‌رفته‌است. در منابع عربی و فارسی قدیم به این ساز ارغنون می‌گفتند.

ارگ امروزی دو نوع اصلی دارد: ارگ بادی و ارگ برقی (الکترونیک). ارگ بادی از یک ردیف لوله با اندازه‌های مختلف تشکیل شده‌است که صدا از نوسان هوا در این لوله‌های صوتی تولید می‌شود. در ارگ برقی مدارهای الکترونیک نوسان می‌سازند و بلندگویی صدا را بگوش می‌رساند.

مکانیسم

برخلاف هارپسیکورد و پیانو که با فشار یا نگه داشتن کلید یا پدال کم کم صذا قطع می‌شود، نت‌های ارگ بادی تا زمانی که یک شستی و یا یک پدال را فشار می‌دهیم ادامه می‌یابد و هوا نیز از درون لوله مربوط به آن شستی عبور می‌کند.

ارگ معمولاً پنج ردیف شستی یا کلید و جایگاهی برای پدال‌های متعدد دارد. گاهی نوازنده ارگ این پدال‌ها را با پاهای خود و با استادی هرچه تمام تر می‌نوازد. برخلاف پیانو، شدت فشردن شستی‌ها تغییری در شدت صدای تولید شده ایجاد نمی‌کند، اما نوازنده ارگ به وسیله اهرم‌های قطع و وصل که خود آن‌ها را تنظیم می‌کند و همچنین ابزاری که آن را کلید‌های قطع صدا می‌نامند، با قطع و وصل جریان هوا درجه صدا را تغییر می‌دهد. سایر حالت‌ها هنگامی تأثیر می‌گذارند که نوازنده به صفحه کلید دیگری رجوع کند و یا پدال‌ها را به کار گیرد. بسیاری از ارگ‌ها دارای پدال هارمونیوم نیز هستند که به آن‌ها فرصت می‌دهد تا سطح صدا را به تدریج کم یا زیاد کنند.

پیکر این ساز بسیار بزرگ و صدای آن بسیار حجیم و پر طنین است رنگ‌های درخشان ارگ‌های بادی که در مراسم مذهبی کلیسا‌ها اجرا می‌شود، فضای زیبایی به این مراسم می‌بخشد. آهنگسازان بزرگی برای این ساز آهنگسازی کرده‌اند که مشهورترین آن‌ها باخ می‌باشد.

جیمی اسمیت با نواختن ارگ برقی هموند در دهه ۱۹۵۰ این ساز را وارد دنیای موسیقی جاز کرد.

پیدایش ارگ

کمی پیش از پیدایش مسیحیت هوشمندی هلنیستی تحولی دوران ساز در مکانیسم سازهای بادی که تا آن هنگام بسیار ساده بود، به وجود آورد. نگه داشتن فشار هوا همیشه یکی از سختی‌های بزرگ در نواختن آئولوس بود و تنها راه حل شناخته شده آن از سده ششم به بعد، بهره بردن از نگهدارنده چرمی بود که تا دور دهان نوازنده بسته می‌شد. یک سفالینهٔ اسکندریه‌ای از سده یکم پیش از میلاد در دست است که گروهی تک نفره را نشان می‌دهد: نوازنده نی‌های بزرگی را در دست چپ نگه داشته‌است و با بازوی چپ خود کیسه‌ای را فشار می‌دهد که یک نی از آن بیرون زده‌است. او این نی را با دست راست نگه داشته است؛ در اینجا بی تردید با یک نی انبان کاملاً پیشرفته روبرو هستیم. هیچ سازی بیش از این به عنوان منشا نی انبان که بعدها به یکی از پیشرفته ترین و رایج ترین سازهای محلی مبدل شد، شهرت نیافته‌است. با این حال این ساز همواره یک ساز محلی باقی ماند و در دوران رومیان جایش در میخانه بود نه در قصر؛ این ساز هرگز در حیطه موسیقی علمی پذیرفته نشد البته اصول نخستین آن به طرز درخشانی توسط دانشمندان اسکندریه تعمیم یافت تا سازی پدید آید که در سده چهارم میلادی «ارگانوم» نام گرفت که به معنای ساز درخشان است. با این همه خاستگاه ارگ به اندازه نی انبان نامشخص است. از دوران حکومت اسکندر سوروس بود که گوشه‌های از کهن ترین ارگ به جای مانده، در آکونیکوم نزدیک بوداپست یافته شد؛ ارگی خانگی و بسیار کوچک با چهار ردیف سیزده تایی از نی‌های فلوتی که سه ردیفشان بسته و یکی باز بوده و در نتیجه سیزده قطعه مکانیکی به همراه کلید دارد، که هر ردیف برای نواختن هارمونیومی جداگانه‌است. بزرگ‌ترین نی آن بیش از ۳۳ سانتی متر طول ندارد.

 

 

دسته ها : موسیقی
چهارشنبه سی یکم 4 1388

فاگوت از سازهای بادی چوبی است که دو قمیش دارد. صدای این ساز در ناحیه باس است. فاگوت را در کشورهای انگلیسی‌زبان «باسون» می‌خوانند.

 

 
 

 

دسته ها : موسیقی
چهارشنبه سی یکم 4 1388
نوازنده کنترباس ممکن است در حالتهای ایستاده یا نشسته ساز را در دست گرفته اقدام به نواختن نماید.

چه در حالت ایستاده و چه در حالت نشسته معمول بر این است که نوازنده ساز از پای چپ خود - معمولآ قسمت زانو - بعنوان تکیه گاه و حامی نگهداری ساز استفاده می کند به همین دلیل ساز بدون آنکه خیلی به دست چپ نیاز باشد می تواند تعادل خود را حفظ کند و نوازنده می تواند با خیال راحت از دست چپ برای حرکت عمودی روی گریف و گرفتن نت استفاده کند.

هنگامی که نوازنده در حالت ایستاده این ساز را اجرا می کند ارتفاع معمولآ به گونه ای تنظیم می شود که دست راست او به راحتی به خرک دسترسی داشته باشد، در این حالت او می تواند با انگشت یا آرشه ساز ای که در دست چپ دارد، ساز اجرا داشته باشد.

در حالت ایستاده معمولآ از صندلی هایی با ارتفاع بلند استفاده می شود بطوری که پای چپ نوازنده روی میله عمودی موجود در صندلی (پله) قرار میگیرد و پای راست او روی زمین، حالتی شبیه به نوازنده ویولن سل.

وضعیت نشسته بیشتر برای ارکسترهای بزرگ و سمفونیک کاربرد دارد در حالی که در سبکهایی که نیاز به نواختن بصورت سولو دارند، عمومآ نوازنده ترجیح می دهد حالت ایستاده داشته باشد چرا که در این حالت تسلط بیشتری بر ساز دارد.

کاربردهای کلاسیک
کنتر باس در موسیقی کلاسیک بیشتر برای نگهداری بخش باس مسئولیت اجراهای ساده و ممتدی را بعهده می گیرد و بندرت ممکن است یک نوازنده باس بخواهد در قطعه حالت سولو به خود بگیرد.

دومینیکو دراگونتی (Domenico Dragonetti) نوازنده باس ایتالیایی (1763 - 1846) که از دوستان صمیمی بتهون بود شاید جز اولین نوازندگانی بود که از این ساز برای کاربر سولو استفاده کرد و بتهوون به همراهی او کارهایی (مانند سونات) برای پیانو و Cello تهیه کردد. بتهون به نوازندگی دراگونتی بسیار علاقه داشت و او بسیاری از کارهای بتهوون را با ویلن سل بصورت سولو اجرا می کرد.

اما اگر بخواهیم از یکی از بزرگترین نوازندگان دوبل باس کلاسیک نام ببریم بدون شک باید از جیووانی بوتسینی (Giovanni Bottesini) نوازنده مشهور ایتالیایی (1821-1889) نام ببریم. او که نزد بسیاری از منتقدین موسیقی به پاگانینی کنترباس مشهور است قطعات بسیار زیبایی را از جمله چندین کنسرتو برای این ساز نوشته است. زیبایی کارهای او به قدری است که به هیچوجه نمی توان آنها را با سایر کارهای سولو برای این ساز مقایسه کرد.

حتی با قطعه ای بنام "با این دست زیبا" (By This Beautiful Hand) از موتزارت نیز قابل رقابت با کارهای بوتسینی نیست.

شواهد تاریخی نشان می دهد که هایدن نیز کنسرتوای برای دوبل باس دارد که متاسفانه بنا به دلایل نامشخصی گم شده است. هایدن این قطعه را برای جورج شوندا (Georg Schwenda) نوازنده ماهر دوبل باس معاصر خود تهیه کرده است.

روسینی (Gioacchino Rossini 1792 - 1868) از دیگر آهنگسازان ایتالیایی است که دوئت های زیبایی برای دوبل باس تهیه کرده است.

قطعه بسیار مشهور Trout Quintet از شوبرت که بصورت پیانو کوئنتت (Piano Quintet پیانو + چهار ساز دیگر) تهیه شده است نیز در نوع خود قابل تحسین است چرا که سبک سنتی کوئینتت های پیانو را شکسته و از دوبل باس در آن استفاده شده است.

audio.gif Saint Saens - The Elephant

یکی از مشهورترین قطعاتی که برای دوبل باس در دوران کلاسیک تهیه شده است قطعه "فیل" (The Elephant) از مجموعه "کارناول حیوانات" اثر آهنگساز فرانسوی Charles Camille Saint-Saëns باشد.
دسته ها : موسیقی
چهارشنبه سی یکم 4 1388

کنترباس بزرگ‌ترین و بم‌ترین ساز زهی آرشه ای است که یا به وسیله آرشه، و یا از طریق زخمه زدن(پیسیکاتو) نواخته می‌شود. امروزه این ساز در موسیقی کلاسیک غرب در دسته سازهای زهی نقش معمی را در ارکستر ایفا می‌کند. کنتر باس نه تنها در موسیقی کلاسیک غربی ، بلکه در دیگر سبک‌های موسیقی مانند جاز، بلوز و راک اند رول کاربرد دارد.

این ساز دارای ۴ سیم است ، اما نمونه‌های ۵ سیمه این ساز نیز وجود دارد.( کنترباس های ۵ سیمه قادرند ۴ نت بمتر از کنترباس های ۴ سیمه اجرا کنند) سیم‌های کنترباس با فاصلهٔ چهارم درست کوک می‌شوند. اولین سیم کنترباس که زیرترین کوک را دارد سیم سل و به ترتیب: ر، لا و می.( در صورت ۵ سیمه بودن بم ترین سیم،سیم دو است) زیرترین سیم کنترباس نت سل در اکتاو سوم است. برای این ساز با کلید فای خط چهارم نت نویسی می‌گردد. صدای حاصله ، یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده برای این ساز است.

ریشه های پیدایش
این ساز که گاهی تحت عنوان ویولن باس (Bass Violin) هم نامیده می شود در واقع از خانواده ویولن یا اگر دقیقتر بخواهیم بررسی کنیم به خانواده ای موسوم به ویول (Viol و یا بطور مشخص Viola da Gamba) تعلق دارد که سابقه آن به قرن پانزدهم در اروپا باز می گردد. یک نگاه ساده کاملآ مشخص می کند که کنترباس های امروزی بیشتر به ساز های خانواده ویول شباهت دارند تا ویولن.

در میان خانواده سازهای ویول، کنترباس نزدیکترین شباهت را به سازی بنام Violone دارد که به معنی "ویول بزرگ" است. نکته بسیار جالب آن است که Violone بر خلاف اغلب سازهای زهی متداول امروزی، مانند گیتار دارای فرت است و نوازنده آن بسادگی می تواند محل نت های مورد نظر خود را روی دسته (یا همان گردن ساز) پیدا کند.

(در اینجا لازم است اشاره شود که برخی از کارشناسان با این موضوع مخالف هستند و آنرا از نسل ویولون می داند. آنها معتقدند حتی اگر در بدترین شرایط کنتر باس از خانواده ویول باشد، ساختمان امروزی آن بیشتر شبیه به ویولن است تا ویول؛ که دلیل اصلی آنها بیشتر نداشتن فرت در کنترباس است.)

دیگر تفاوت Violone نسبت به کنترباس در تعداد سیم های آن است یک کنترباس امروزی دارای چهار سیم است، حال آنکه Violone دارای شش سیم بوده است. پس از ساخت کنترباس تا مدتها این ساز دارای سه سیم بود، اما از اواخر قرن نوزدهم به بعد و در قرن بیستم استاندارد چهار سیم برای این ساز به رسمیت شناخته شده است.

کنترباس با شانه های افتاده طرحی است که بیشتر در قرن هجدهم در آلمان تولید می شده است.
 
برای توجه به تفاوتهای آشکار کنترباس از خانواده ویولن به این نکته نیز باید توجه کرد که سیم های این ساز عمومآ با فاصله های چهارم کوک می شود یعنی می، لا، ر و سل در حالی که در ویولن اغلب با فاصله های پنجم و بصورت سل، ر، لا و می کوک می شود. البته شاید علت آن کمتر شدن کشش سیم ها باشد تا نوازنده بتواند با نیروی کمتری نت ها را روی سیم ها بگیرد.

علت نامگذاری
دلیل آنکه به این ساز دوبل باس گفته می شود آن است که نام کنترباس یا Contrabbasso در ایتالیایی برای سازهایی بکار برده می شد که یک اکتاو زیر بخش باس (ویولن سل یا چلو) در ارکستر حضور پیدا می کردند. این سازها عمومآ همان ملودی باس را یک اکتاو پایین تر اجرا می کردند و به همین دلیل به آن دوبل باس به معنی تکرار کننده بخش باس گفته می شود.

اما آنچه مسلم است امروزه نقش این ساز در ارکسترهای سمفونیک و بخصوص Jazz به مراتب بیش از تکرار ملودی دیگر بخشهای موسیقی است.

از این ساز تحت اسامی زیر نیز یاد می شود :

String Bass, Upright Bass, Standup Bass, Acoustic Bass, Bass Viol, Bass Violin, Doghouse Bass, Bull Fiddle, ...

طراحی
چه این ساز را به خانواده ویولن نسبت دهیم و چه به خانواده ویول مشکلی که در ساخت آن وجود دارد این است که هرگز استانداردی برای طراحی و ساخت کامل ساز بوجود نیامده است.

امروزه این ساز در سه طرح اصلی ساخته می شود، یکی شباهت بسیاری به خانواده ویولن دارد، یکی به خانواده ویول و دیگری به خانواده ای از گیتارها بنام بوستو (Busetto)، که البته نسبت به دو حالت دیگر کمتر تولید می شود.

مشکل به اینجا نیز ختم نمی شود، حتی سازندگانی که این ساز را در یکی از دسته های فوق می سازند، ممکن است در ساخت قسمت پشتی ساز طرح یکسانی را رعایت نکنند. ممکن است یکی آنرا گرد بسازد، یکی با با حالت انحناء شبیه به ویولن و حتی صاف و مسطح و یا با یک زاویه تیز و ...

شانه های کنترباس نیز به طرق مختلف ساخته می شود گاهی شانه ها همانند ویولن مشخص است و گاهی حالت افتاده دارد.

اوایل دهه 60، تمامی گروه های Rock n' Roll از کنترباس استفاده می کردند.
مشکلات کاربردی
سبکی نسبی این ساز نوازنده را همواره وسوسه می کند که ساز را با خود حمل کند، اما حجم زیادی که اشغال می کند معمولآ دردسرهای مخصوص به خود را دارد.

از دیگر مشکلات این ساز آن است که به دلیل چوبی بودن و بزرگی حساسیت بیشتری نسبت به سایر سازهای مشابه در مقابل تغییر شرایط محیطی (گرمی و سردی، رطوبت و ...) از خود نشان می دهد و چون عمومآ به هنگام تمرین و اجرا جابجا می شود معمولآ مزاحمتهایی را در این زمینه برای نوازنده ایجاد می کند.

ارتفاع یک کنترباس دست کم چیزی در حدود 180 سانتیمتر است و از آنجایی که سازهای یک چهارم و یک دوم سایز کنترباس نیز موجود است بنابراین سن شروع به تمرین با این ساز باید هنگامی باشد که هنرجو بتواند آنرا به راحتی در دست بگیرد و به آن تسلط داشته باشد.

در مواردی که هنرجویان علاقمند به یادگیری این ساز از سنین پایین تری هستند، ممکن است با ویولن سل یا حتی گیتار بیس آموزش را آغاز کنند.

کوک
همانطور که گفته شد یک دوبل باس معمولآ بصورت E-A-D-G کوک می شود. در این کوک نت می، بم ترین نت است که فرکانسی معادل بم ترین نت می روی پیانو یعنی چیزی در حدود 41 هرتز را دارد. تحت این شرایط نت سل (G) معادل نت سل ای است که در اکتاو دوم زیر نت دو وسط پیانو قرار دارد.

لازم به ذکر است که برخی از نوازندگان با توجه به قطعه ای که می خواهند اجرا کنند ممکن است کوک ساز خود را تغییر دهند مثلآ F#-B-E-A و یا ... این مورد بخصوص به هنگامی رخ می دهد که نوازنده بخواهد بصورت سولو هنر نمایی کند. تحت این شرایط با وجود آنکه کشش سیم ها بیشتر و نوازندگی سخت تر می شود، اما نوازنده امکان اجرای نت های زیرتر را خواهد داشت.

کوک دیگری نیز متداول است که در آن با استفاده از فاصله های پنجم ساز را بصورت C-G-D-A کوک می کنند. این کوک بیشتر محبوب نوازندگان Jazz است، چرا که تحت این شرایط آنها به راحتی می توانند فاصله های نهم و دهم - که کاربرد زیادی در Jazz دارند - را بگیرند.

نباید فراموش کرد که کوک فاصله پنجم توانایی این را دارد که از طریق هارمونیک ها دیگر سیم ها را به ارتعاش در آورد و به همین دلیل معمولآ صدای بلند تر و غنی تری از کوک فاصله چهارم دارد.

 

 

 

دسته ها : موسیقی
چهارشنبه سی یکم 4 1388
X